تبليغاتX

به وبلاگ من خوش آمديد DANESH IRAN

 
DANESH IRAN
 
 
welcome to my weblog
 
ژنتيک يا علم وراثت را قلب علوم زيست شناسي ميگويند.
هر موجود زنده نتيجه همکاري دو عامل توارث و محيط است که وي را قادر به ادامه حياط ميسازد .ماده وراثتي خصوصيات موجود زنده يعني استعدادهاي نهاني و محدوده هاي زيستي را باعث ميگردد در صورتيکه محيط شامل تغذيه و کليه عوامل ديگري است که با ژنها همکاري ميکنندتا موجود زنده بتواند اختصاصات تشريحي -فيزيولوژيکي - بيوشيميايي و غرايز خود را نمايان سازد .امروزه به علت تاثير عميقي که علم وراثت در تمام جوانب زندگي موجودات زنده پيدا کرده يکي از رشته هاي پر اهميتي گرديده است که به آموزش آن توجه خاصي مبذول ميگردد . يکي از نکات بر جسته علم ژنتيک اينست که قوانين آن به شکل فرمولهاي رياضي درآمده است ولي معذالک براي شناخت اين قوانين احتياج به دانستن رياضيات در حد پيشرفته نبوده بلکه تنها داشتن قوه استدلال و منطق کافي به نظر ميرسد .
تعريف علم ژنتيک: شاخه اي است از علوم زيست شناسي که از توارث و گوناگوني موجودات زنده بحث ميکند.
تعريف ژن: عوامل وراثتي را که از نسلي به نسل ديگر انتقال ميابند ژن مينامند.
ژنها در سرتاسر مولکول غول پيکري به نام
اسي دزاکسي ريبو نوکلوئيک (DNA)مستقر شده اند. DNA همراه با مواد پروتيني به صورت نوکلئو پروتين در آمده است که در رنگ آميزي اختصاصي در هسته سلول به شکل کروموزوم ظاهر ميشود . يک ژن داراي اطلاعاتي است که پروتيين به کمک آن ساخته ميشود.
مولکول DNA معمولا پايدار وداراي قدرت همانند سازي است تغيير بخشي از ساختمان اين مولکول را اصطلاحا
جهش يا موتاسيون ميگويند. جهش در واقع عوض شدن اطلاعات موجود در مولکول DNA را به همراه دارد که در نتيجه آن يا پروتين ناقص به وجود مي آيد و يا ساختن پروتيين کاملا قطع ميشود . به هر حال بايد توجه داشت که نتيجه نهايي موتاسيون ايجاد صفات و خصوصيات جديد در افراد يک گونه است .
يک ژن در اثر موتاسيونهاي متعدد ميتواند به اشکال مختلف در آيد که اصطلاحا به اين مجموعه ژنهاي
آلل مورف يا همرديف ميگويند . هر ژن در روي کروموزوم محل معيني را اشغال ميکند که در اصطلاح به آن جايگاه ژن يا لوکوس ميگويند . به اين ترتيب تمام همرديف هاي يک ژن در روي کروموزومهاي مشابه همان جاي مشخص و معين ژن اوليه را اشغال ميکنند . اصطلاح لوکوس گاهي اوقات به جاي کلمه ژن هم مورد استفاده قرار ميگيرد .
به طور خلاصه در اوايل پيدايش علم ژنتيک ژن را عامل مستقلي تصور ميکردند که همچون دانه هاي تسبيح بر روي رشته نخي در سراسر کروموزوم قرار دارد .
 |+| نوشته شده در  Sat 22 Sep 2007ساعت   توسط reza  | 

"يكي از دلايل قوي، بلكه برهاني قاطع براي اثبات وجود روح، خواب ديدن است."

 

"دكتر بهرام الهي فرزند استاد الهي"

 

 خواب ديدن، يكي از راه هاي ارتباط با عالم معنا به شمار ميره.

 

"علم روانكاوي قائل به وجود روح ملكوتي نيست و معتقد هست كه خواب صرفاً از روان ناشي مي شه و از ناخودآگاه سرچشمه مي گيره و هيچ گونه معناي روحاني و يا محتواي خبر دهنده نداره.

با اينكه نظريه ي منشاء رواني خواب تا حدّي درست هست، امّا نمي شه شواهد موثّق بسيار زيادي رو كه بر صحت خواب هاي خبر دهنده و روياهاي صادقه گواهي مي دن ناديده گرفت."

 

در بيداري، دستگاه رواني (ذهن)، با فعّاليتش، حجاب رواني غليظ (ضخيم) و تيره اي رو ايجاد مي كنه كه مانع از انتقال ادراكات روح ملكوتي به سطح آگاهي عادي انسان مي شه.

(آگاهي عادي در انسان، برابر هست با هُشياري فعّال يا “Active vigilance” در وجود شخص. اين حالت باعث مي شه كه فرد بتونه خودش رو با محيط تطبيق بده.)

 

معمولاً هنگام خواب اين حجاب تخفيف پيدا مي كنه و در بعضي موارد حتّي از بين ميره، در اين حالت امكان ديدن خواب هاي روحاني افزايش مي يابه. اگه حجاب رواني غليظ باقي بمونه، انتقالات معنوي متوقّف مي شن و خواب چيزي جز انعكاس وقايع روزمرّه و يا انگيزش هاي ناخودآگاه نخواهد شد، كه به اونها خواب هاي دِماغي (مغزي) گفته مي شه.

 

انواع خواب

 

براي ساده كردن مطلب مي تونيم خواب ها رو به سه دسته ي اصلي تقسيم كنيم:

 

 خواب هاي دِماغي (ناشي از فعل و انفعالات مغزي) ، خواب هاي روحاني و خواب هاي مختلط.

 

كساني كه تحت سلطه ي روح بشري خودشون (ايد) هستن، تقريباً تمام خواب هاشون از نوعِ خواب هاي دِماغي هست. با اينكه هنگام خواب ارتباط با عالم معنا برقرار مي شه، امّا غلظت (ضخامت) حجاب رواني مانع از رسيدن پيام ها مي شه. خواب هاي دِماغي، ناشي از وقايع روزمرّه، غرايز سركوب شده و گرايش هاي رواني هست. محتواي اين خواب ها بستگي به حالت جسماني، رواني و يا رويدادهاي زندگي داره. از ديگر وجوه تمايز اين خواب ها با خواب هاي روحاني اين هست كه خواب دِماغي معمولاً اثر عميق و ماندگاري بر شخص نمي گذاره.

 

خواب هاي روحاني (روياي صادقه) رو از روي كيفيت، محتوا و اثري كه بر خواب بيننده مي گذاره مي تونيم تشخيص بديم. اين خواب ها اغلب حامل پيام هاي رمزگونه هست. در چنين خواب هايي، معمولاً فرستاده اي از عالم معنا با خواب بيننده تماس مي گيره، يا روح خواب بيننده از جسم خارج مي شه و خودش با اون عالم ارتباط برقرار مي كنه. در اين حالت، روح توسّط "رشته اي كه موجد حيات جسم هست به اون متّصل هست. خواب هاي روحاني اثر عميقي از خودشون به جاي مي گذارن، اگه هنگام بيدار شدن از يادمون نرن، هر زمان، حتّي سال ها بعد هرگاه به خاطرمون بيان، اون ها رو همچنان تازه مي يابيم.

 

مثل روياي صادقه اي كه ممكنه راجع به چهره ي بغل دستي خودتون در يكي از شب هاي اوّلِ ماه مهر يا روزهاي قبل از شروع مدارس، تجربه كرده باشين و هزاران مورد مشابهِ ديگه...

 

اغلب، هنگام بيدار شدن، تمام يا بخشي از خواب هاي روحاني از خاطر مي رن. علّت اون اين هست كه يا هنوز به پختگي روحي لازم نرسيده ايم، يا به صلاحمان نيست و يا غفلت روح مانع ثبت اون مي شه. در واقع، غفلت روحي باعث مي شه كه در لحظه ي انتقالِ داده ها به ضمير آگاه شخص، ارتباط قطع بشه. براي ممانعت از غفلت روح، توصيه شده كه قبل از خواب، توجّه به سوي خدا باشه. اكثر خواب ها از نوع خواب هاي مختلط اند، يعني عناصر رواني در اون ها بيشتر غلبه داره.

 

مفهوم خواب

 

محتوا و صحنه ها در خواب هاي روحاني، به فرهنگ، محيط اجتماعي و به خصوص كيفيت اعتقادات فرد بستگي داره. مثلاً اگه كسي يكي از قدّيسين يا پيامبران رو در خواب ببينه، او رو به همون شكل و خصوصياتي مي بينه كه در ذهن داره و چه بسا با خصوصيات واقعي او  مطابقتي هم نداشته باشه.

 

به تعبير استاد الهي:"عالم آخرت مانند آينه اي هست كه هر كس صورت خودش رو در اون مي بينه."

 

به همين ترتيب، هر كس معمولاً پيام هاي معنوي خودش رو به رمز و يا نماد هايي مي بينه كه براي اون معني داره. از اين رو تنها معبِّران بصير كه به زبان و اشارات عالم معنا آشنا هستن، مي تونن خواب هاي روحاني رو رمزگشايي و به درستي تعبير كنن. اون ها مي تونن جريان هاي معنوي اي رو كه اون صحنه رو بوجود آورده، ببينن.

فرض كنين تئاتري در زير روشنايي چند نور افكن در حال اجرا هست و سايه ي بازيگران اون روي ديوار مي افته. معبِّر بصير مي تونه تمامي اون صحنه ها و عمليات رو به طور واقعي ببينه، در حالي كه معبّران معمولي، يعني كساني كه بر اساس قراردادهاي ذهني خودشون خواب رو تعبير مي كنن، چيزي جز حركت سايه ي بازيگران رو بر روي ديوار تشخيص نمي دن.

 

مثلاً بين مردم رايج هست كه در خواب هاشون به دنبال نشانه هاي قابل تعبيري، نظير "بالا رفتن، پايين رفتن، باريدن باران يا برف، گريستن يا خنديدن و ..." هستن. حال اينكه، نتيجه گيري صحيح از پيامِ رويا، بدون توجّه به شرايط زمان و مكان و همچنين جمع بندي صحيح داده ها امري ناممكن هست و پيآمدي جز گمراهي و خرافه گرايي نداره.

 

معبِّر مي تونه بر پيامد خواب اثر بگذاره، هم مثبت و هم منفي. مثلاً اگه كسي خوابي ببينه و شخصي اون رو به طور منفي تعبير كنه، به احتمال قوي همون تعبير منفي به وقوع مي پيونده. معبِّران بصير قادر هستن، با تعبير مثبتي از همون خواب، اثر منفي اون رو تغيير بدن و حتّي به مثبت تبديلش كنن. اگه معبِّر بصير در دسترس نباشه، هر كس بايد بتونه خواب خودش رو بهتر از سايرين تعبير كنه. فراموش نكنيم كه اين ما هستيم كه سرنوشت رو مي سازيم.

گاهي بعضي خواب هاي روحاني، اون چنان معناي واضح و آشكاري دارن كه نيازي به تعبير نيست. مثلاً در خواب دستور واضحي داده مي شه، توصيه اي مي شه و يا به وضوح چيزي تجويز مي شه. (ادگار رو كه يادتونه! مقاله ي "ماجراي ادگار كِي سي يا همه چيز درباره ي تله پاتي" رو مي گم.) ميزان، در ترتيب اثر دادن به اين گونه خواب ها اين هست كه ببينيم آيا پيام با معيارهاي سه گانه ي: عقل سليم، قوانين الهي و اصول اخلاقي تطبيق داره يا نه.

 

خواب هاي خبردهنده (هشدار دهنده) يا نگران كننده

 

ممكن هست در سرنوشت متغيّر (بنا به نظر استاد الهي، سرنوشت هاي متغيّر در لوح محو و ثبوت، ثبت هستن.) كسي، به علتّي، مثلاً سوابقش، حادثه ي ناگواري رو رقم زده باشه؛ در ضمن، او در اين مدت امتيازاتي نيز كسب كرده باشه، به گونه اي كه از توجّه مبدا برخوردار شه، در اين حال عدالت ايجاب نمي كنه كه اون حادثه اتّفاق بيفته.

 

پس عملكرد ما موثر هست. به عبارت بهتر ما موثّر هستيم! هم بر روي سرنوشت خودمون و هم اطرافيانمون.

 

پس با ديدن خوابي هولناك يا ناخوشايند، به شخص هشدار مي دن تا بتونه از اون حادثه جلوگيري كنه.

(اگه شما در اين باره خاطره ي تلخي دارين، يعني نتونستين از وقوع واقعه اي جلوگيري كنين. خودتون رو سرزنش نكنين. مطمئناً شما همه ي اون چه كه از دستتون بر ميومده رو انجام دادين. كماكان به آينده اميدوار باشين.)

 

در اين صورت شخص مي تونه طبق فرهنگ و اعتقاداتش، از طريق به كار گرفتن انرژي مثبت يا به تعبير ديني "تشبث به مبدا" مثل دعا، نذر، صدقه، شدّت اون حادثه رو تقليل بده و يا اون رو رفع كنه. چناچه به محض بيدار شدن و در اولين فرصت تشبث كنه، موثرتر هست.

همون طور كه در مقاله ي قبلي هم گفتم، زمان تلف شده در اين قبيل مقولات تا حدِّ زيادي تعيين كننده و سرنوشت ساز هست.

 

اگه كسي درباره ي يكي از نزديكانش خواب هول انگيزي ببينه، در صورتي كه خواب مربوط به يكي از اعضاي نزديك خانواده اش (فرزند، همسر، والدين يا ...) باشه، مي تونه شخصاً در مورد اون اقدام كنه. در مورد ديگران، اگه بدونه كه حرفش اعتبار داره و خوابش رو جدّي مي گيرن، مي تونه خوابش رو به اونها بگه. در غير اين صورت مي شه به طور غير مستقيم و بدون اشاره به خواب، راه حلّي رو پيشنهاد كرد.

 

از سوي ديگه، عقل سليم حكم مي كنه كه نبايد به تمام خواب ها ترتيب اثر داد، مثلاً خواب كودكان و يا خواب هاي هولناك و تكراري مادراني كه براي فرزندانشون نگرانن و يا خواب هاي نگران كننده اي كه به دلیلِ فشار روحی (استرس) در مورد اشخاص مورد علاقه خودمون مي بينيم.

 

خواب هاي دِماغي در علم روانشناسي جايگاه مخصوصي دارن، چون اكثر اونها حاوي نشانه هايي هستن كه از روي اونها مي شه برخي علايم روان نژندي و روان پريشي رو در شخص  تشخيص داد.

 

 

مدّت خواب دیدن چقدره؟

 

مدّت زمان بيداري در شخص بالغ، معادل چهار برابر مدّت زمان بيداري در يك كودك هست. نوزاد، به طور متوسّط در ازاي هر يك ساعت بيداري، دو ساعت رو در خواب ميگذرونه، حال اين كه فرد بالغ در همون زمان نيم ساعت در خواب هست.

 

تقریباً 20 درصد مدّتى رو كه در خواب هستیم خواب مى بینیم. این نسبت به ندرت از حدود 18 تا 25 درصد تجاوز مى كنه.

كسانى كه اختلال رشد عقلانى دارن، تقریباً نصف افراد عادى خواب مى بینن.

نوزادان در دو ماه اوّل زندگى يك تا سه برابر بزرگسالان خواب مى بینن.

هنگام خواب دیدن بر ما چه مي گذره؟

 

 ما معمولا 4 بار در شب خواب مى بینیم. یك خواب طبیعىِ هشت ساعته بدین نحو تقسیم بندي ميشه:
یك ساعت خواب، ده دقیقه رؤیا، یك ساعت ونیم خواب، سى دقیقه رؤیا و به همين ترتيب...

 

هر شخص سالیانه تقریبا هزار رؤیا مى بینه و امكانش بسيار كم هست كه همه ي اونها در خاطرش بمونه.

 

 

حیوانات هم رويا مى بینن؟

 

 

حيواناتِ كمتر تكامل يافته مثل رطـیـل و لاك پـشـت خـواب نـمـى بـیـنـن، ولي مـیـمـون، تقريباً شـبـیـه انـسـان خـواب مـى بـیـنـه.

 هـر چـه حـیـوان تكامل یافته تر باشه، رؤیا و احتیاج به اون بیشتر هست.

 

ما به چند ساعت خواب نیاز داریم؟

هیچ جواب دقیقی برای این سؤال وجود نداره، چون مقدار خواب مورد نیاز در افراد مختلف متفاوت هست. میشه گفت مقدار خوابی که هر فرد به اون نیاز داره، اون مقداری هست که اگه تأمین بشه، او در روز بعد احساس خواب آلودگی نکنه.

 

 

فيزيولوژي خواب

چرخه ي خواب و بيداري در برگيرنده ي مراحل مختلفي از خواب هست. خواب به دو قسمت كلّي تقسيم ميشه:


1. مرحله غير رم:(NON-REM) (NREM)  هفتاد و پنج تا هشتاد درصد كلِّ زمان خواب رو به خودش اختصاص داده و در اون سيستم پاراسمپاتيك فعّال هست. اين مرحله، خود به 4 زير - مرحله تقسيم ميشه. مراحل 3 و 4 به خواب امواج آهسته(SLOW WAVE SLEEP) (SWS)  هم معروف هستن.


2.  مرحله رم و يا حركات سريع چشم:(RAPID EYE MOVEMENT) (REM)  در اين مرحله، سيستم سمپاتيك فعّال بوده و فقدان تونوس عضلات اسكلتي اتفّاق مي افته.


تونوس عضلاني: (MUSCLE TONE / TONUS)  انقباضات مداوم و غير فعّال عضلات هست، كه به حفظ وضعيت بدني و تعادل بدن كمك ميكنه.


مراحل خواب بر اساس امواج مغزي مشخص ميشن.


نوار مغزي و يا الكتروانسفالوگرافي:(ELECTROENCEPHALOGRAPHY)  اندازه گيري فعاليّت الكتريكي مغز (ثبت امواج مغزي) با قرار دادن الكترودهايي بر روي پوست سر يا درون قشر مخ هست. نتيجه ي اون الكتروانسفالوگرافELECTROENCEPHALOGRAPH (EEG)  يا امواج مغزي(BRAINWAVES)  ناميده ميشه.

 

 

امواج مغزي



1. امواج گاما:(GAMMA)  با فركانس 26 تا 100 هرتز، در فعاليّت هاي ذهني پيچيده، ادراك، حل مسئله، ترس و گوش بزنگ بودن توليد ميشه.


2. امواج بتا:(BETA)  با فركانس بالاي 12 هرتز (معمولا 20 هرتز)، در وضعيت بيداري، افكار مضطرب، تفكر و تمركز فعال و استدلال توليد ميشود. مصرف كافئين باعث توليد امواج بتا ميشه.


3. امواج آلفا: (ALPHA) با فركانس 8 تا 12 هرتز است، در وضعيت بيداري و آرميدگي (آرامش خاطر)، يادگيري، خيالپردازي طي روز و معمولاً با چشمهاي بسته توليد ميشه و با خواب آلودگي كاهش پيدا مي كنه.


4. امواج تتا: (THETE) با فركانس 4 تا 8 هرتز است، در مرحله قبل از خواب و هنگام بيداري (خواب آلودگي)، هنگام خواب، خواب سبك، ديدن روياها، مديتيشن (مراقبه) عميق، هيپنوتيزم، حالت خلسه، نيايش، خيالپردازي طي روز، اشراق، خلاقيت، حافظه، يادگيري و روياهاي روشن ظاهر ميشه. امواج تتا دسترسي به اطلاعات ناخودآگاه رو ميسر ميكنه.


5. امواج دلتا: (DELTA) با فركانس 4 هرتز و يا پايينتر. در مراحل 3 و 4 خواب ظاهرميگردد. در مرحله ي خواب عميق و فاقد رويا، دسترسي به اطلاعات ناخودآگاه از طريق امواج دلتا صورت ميگيره.


نكته: يك هرتز برابر با يك سيكل در ثانيه هست. مثلاً 8 هرتز يعني 8 سيكل در ثانيه.

 |+| نوشته شده در  Tue 11 Sep 2007ساعت   توسط reza  | 

کاخ کرملین (روسیه):

کاخ کرملین در روسیه زیباترین کاخ روسای جمهور جهان است. این ساختمان مجموعه ای

بسیار مستحکم درقلب مسکو که مشرف به رود مسکوازسمت جنوب کلیسای جامع سن باسل واز شرق میدان سرخ و از غرب باغ الکساندر است. اولین سازه سنگی ثبت شده در کرملین

به دستور ایوان کالیتا در اواخر دهه 1320 میلادی که پایتخت حکومتی خود را از کی یف به

مسکو تغییر داد ساخته شد . در سال 1475 قلمرو حکومتی روسیه وسطی در دوره حکومت

ایوان کبیر متحد شد.مردی که عنوان یگانه پادشاه کبیر کل روسیه را کسب کرد و باورداشت

که مسکو تنها جانشین قانونی و شایسته روم و قسطنطنیه است. درراه محقق کردن آرزوهای

شاهانه و جاه طلبانه اش ایوان طرخ بازسازی کاخ کرملین را ارائه داد و جمعی از آرشیتکت

های ایتالیای دوره  رنسانس مانند *پیترو آنتونیو سولاری* و *مارکو روفو* را دعوت کرد.

درطول تسلط ناپلئون بر روسیه در سال 1812 نیروهای فرانسوی کاخ کرملین را از 2 تا11

سپتامبر محاصره کردند . وقتی ناپلئون مسکو را کاملا تسخیر کرد دستور داد تا کاخ کرملین

کاملا منفجر شود. انبار مهمات جنگی کاخ کرملین بخش های متعددی ازدیوار کرملین وحتی

بسیاری از برج های کرملین با این انفجار منهدم شدند و کلیساها و تالار های گرانبهایی آتش

گرفتند. انفجار ها تا سه روزاز21تا23 اکتبرادامه یافتند. خوشبختانه باران آتش ها را خاموش

کرد و خسارات بسیار کمتراز میزان تخمین زده بود.بعد ازآن مقامات شوروی پایتخت دوباره از پتروس گراد به مسکو انتقال دادند.

 

کاخ پالاس پرژیدنسکی (لهستان):

کاخ  پرژیدنسکی در ورشو پایتخت لهستان بنایی با شکوه به سبک معماری یونان باستان واز

آخرین نمونه سازه هایی است که در سا یت کراکفسکی پرژدمیشیه پس از سال  1643 ساخته

شده است. در طول سالیان این ساختمان بارها تجدید بنا و دوباره سازی شده است.در175سال

نخست آن این کاخ دارایی خصوصی خانواده های اعیان و اشراف لهستانی بود. درسال1791

این کاخ طرح ریزان و حامیان مشروطه سوم را میزبانی  کرد . نخستین نظام مشروطه تدوین

شده ملی اروپا ودومین انقلاب مشروطه د نیا پس از ایالات متحده. درسال1818 بود که پالاس

پرژیدنسکی (کاخ) وقتی به جایگاه استقرار نایب السلطنه کنگره لهستان در تحت سلطه روسیه بدل شد فعالیت مداوم خود رابه عنوان یک بنای حکومتی شروع کرد.در پی قیام عمومی مردم

لهستان پس ازجنگ جهانی اول درسال 1918این بنا توسط مقامات تازه روی کارآمده تصرف

شد و به مسند شورای وزیران مبدل شد. در طول جنگ جهانی دوم این قصر به عنوان جایگاه

استقرار آلمانی های اشغالگر استفاده شد  و پس از شورش عمومی 1944 نیز دست نخورده و

سالم باقی ماند. پس ازجنگ نیز فعالیت خود را به عنوان محل اقامت اعضای شورای وزیران

لهستان ادامه داد.          

 |+| نوشته شده در  Wed 5 Sep 2007ساعت   توسط reza  | 

بافت شناسي
هر بافت مجموعه‌ای از سلولهای تخصص یافته می‌باشد که کار معینی را انجام می‌دهند. بافتهای بدن به چهار دسته اصلی به نامهای پوششي یا پیوندی ، عضلاني و عصبي تقسیم می‌شوند. ، بافتهاي غضروفي _ استخواني بافتهای همبند تخصص یافته محسوب می‌شوند. یادگیری جزئیات ساختمانی ارگانها و اعضای مختلف برای فهم فعالیت فیزیولوژیک و تغییرات پاتولوژیک آنها ضروری است. بنابراین بافت شناسی نه تنها به عنوان علمی مستقل نمی‌تواند مطرح گردد بلکه بهتر است مرتبط با سایر شاخه‌های علم پزشکی و به عنوان یکی از پایه‌های اصلی علوم پایه پزشکی مورد توجه قرار گیرد. ابزار کار اصلی در زمینه بافت شناسی انواع میکروسکوپها می‌باشد.



ساختار انواع بافتهای پوششی

بافت پوششی به دو شکل ساده (تک لایه‌ای) و مطبق (چند لایه‌ای) در بدن وجود دارد.

  • بافت پوششی ساده: این نوع بافت فقط دارای یک لایه سلولی است که بر روی غشای پایه قرار گرفته است این بافت سه نوع است. بافت پوششی ساده مکعبی ، بافت پوششی ساده استوانه‌ای و بافت پوششی ساده سنگفرشی از انواع این بافتها هستند.
  • بافت پوششی مطبق

وظایف بافت پوششی

بافت پوششی به عنوان محافظ بدن و ترشح مواد مانند غدد ترشحی درون ریز و برون ریز و دفع مواد مانند بافت پوششی كليه و جذب مواد مانند بافت پوششی روده و دریافت حس مانند مخاط بینی و نرم کردن مانند مخاط روده و تکثیر مانند بیضه و تخمدان نقش دارد.



بافت پیوندی

چون این نوع بافت دارای سلول و ماده زمینه‌ای با ویژگیهای خاصی است لذا قادر به انجام کارهایی است که با نام آن متناسب است. این نوع بافت ، ارتباط بین بافتها را برقرار می‌سازد ضمن اینکه به دلیل وجود سلولهایی مانند هیستوسیت ، پلاسموسیت ، ماست سل و انواع سلولهاي خوني قادر به حفاظت و نگهداری بدن نیز هست. در ضمن سلولهایی نظیر فیبروبلاست و مزانشیم تمایز نیافته دارد که در مواقع لزوم کار ترمیم را انجام می‌دهند.


بافت ماهیچه‌ای

سه نوع بافت ماهيچه اي صاف ، مخطط و ماهیچه قلب وجود دارد ماهیچه قلب وجود دارد. ماهیچه صاف دوکی شکل است و فیلامنتهای آن اکتین ، میوزین و دسمین هستند. علاوه بر تفاوتهایی که در ترکیب شیمیایی فیلامنتها وجود دارد طرز قرار گرفتن فیلامنتها متفاوت است. ماهیچه صاف از نظر عملکرد غیر ارادی است و فعالیت آن را عوامل خارجی کنترل می‌کنند در حالی که عملکرد ماهیچه مخطط ارادی و قابل کنترل است.

هر ماهیچه از چند رشته یا فیبر ساخته شده است که واحد ساختاری ماهیچه‌ها مشابه سلولها در بافتهای دیگر بدن است. هر فیبر ، علاوه بر ویژگیهای سلول بدن ، فیبریل نیز دارد. فیبریلها از فیلامنتها ساخته شده‌اند. ماهیچه قلب تشابه بسیار با ماهیچه مخطط دارد، تفاوتهایی نیز در ساختار آن مشاهده شده است برای مثال سارکولم در دو ماهیچه با یکدیگر تفاوت دارند و به جای تریاد در ماهیچه مخطط ، دیاد در ماهیچه قلب وجود دارد. وجود صفحات ارتباطی تفاوت دیگر ماهیچه قلب و ماهیچه مخطط است.


<H1>
بافت عصبی

منشا بافت عصبي اکتودرم است و سلولهایی به نام نوروبلاست آن را می‌سازند. واحد ساختاری بافت عصبی نورون است که تحریکات را به تنهایی از راه سیناپس با نورونهای دیگر هدایت می‌کند انواع نورون وجود دارد و چهار نوع نورون یک قطبی ، دو قطبی ، چند قطبی و نورون پورکنژ در بدن وجود دارد. از تنه نورون زوایدی به نام دندریت و اکسون خارج می‌شوند که بر روی آنها غلافهای میلین و شوان قرار دارند.

بر حسب وجود یا عدم وجود این دو غلاف ، چهار نوع رشته عصبی در بدن یافت می‌شود و همچنین بر حسب طول آکسون دو نوع رشته عصبی وجود دارد. سیناپسها نیز انواع مختلف دارند برخی آکسوسوماتیک و بعضی آکسودندریتیک هستند. بافت عصبی نیز دارای بافتهای پشتیبان است که منشا آنها در اعصاب مرکزی از لوله عصبی ودر اعصاب محیطی از هلال عصبی است. نوروگلیها یا بافتهای پشتیبان از طریق عمل تبادل مواد ، ماكروفاژو تصفیه بافت عصبی را حفظ و نگهداری می‌کنند.</H1>

خواص نورون

نورونها با داشتن ساختار ویژه برای کاری که انجام می‌دهند سازگاری حاصل کرده‌اند. تحریک پذیری ، هدایت پیام عصبی و انتقال پیام عصبی سه ویژگی عمده نورونها هستند.

 |+| نوشته شده در  Sat 1 Sep 2007ساعت   توسط reza  | 

ست هنرنمای طبیعت در فصل پاییز آشوبی از رنگهای قرمز و رنگهای زرد در دل جنگل بر پا می كند. درك این تصاویر زیبا، بی قوه تخیلی و چالاكی نیز میسر است و هر كس به سادگی قادر به ادراك آن می باشد .

دست هنرنمای طبیعت در فصل پاییز آشوبی از رنگهای قرمز و رنگهای زرد در دل جنگل بر پا می كند. درك این تصاویر زیبا، بی قوه تخیلی و چالاكی نیز میسر است و هر كس به سادگی قادر به ادراك آن می باشد . هــر سال با آغاز فصل پاییز بادیدن درختان از سرور مبهمی سرشـار می شویم . در حالی كه می دانیم این لذت، زودگذر و بی ثبات خواهد بود . در مدت كوتاهی برگها به آرامی از ماوای تابستانی خود جدا شده و زمین جنگل را مفروش می كنند.

ادامه مقاله در ادامه مطلب

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  Tue 28 Aug 2007ساعت   توسط reza  | 

 

               صدا و نحوه برخورد اجسام با سطح آب متاثر از جنس آنهاست

 

دانشمندان در مطالعه‌اي جديد موفق شدند دليل اين مطلب را كشف كنند كه چرا برخي اجسام هنگام افتادن در آب با صدايي اندك به زير آب فرو مي‌روند و برخي اجسام ديگر با ابعاد و شكل مشابه، آب زيادي را به هوا پخش مي‌كنند و با صداي بيشتر به زير آب مي‌روند.

به گزارش سايت اينترنتي "نيوساينتيست"، گروهي از محققان دانشگاه "كلود برنار" در ليون فرانسه در اين مطالعه تلاش كردند دليل اين تفاوت و پاسخ اين سوال را بيابند كه چرا دو گلوله با ابعاد، شكل و جرم يكسان ممكن است هنگام برخورد با آب، پديده‌هاي كاملا متفاوتي را ايجاد كنند.

"ليدريك باكت" محقق اين دانشگاه اعلام كرد نتايج تحقيقات انجام گرفته نشان مي‌دهد پاسخ اين سوال به نحوه رفتار مولكولهاي سطح اين اجسام بازمي‌گردد كه آيا جاذب مولكولهاي آب هستند و يا اينكه مولكولهاي آب را از خود دفع مي‌كنند.

دانشمندان دانشگاه "كلود برنار" اثر برخورد مواد مختلف از قبيل آلومينيوم، آهن و شيشه با آب را هنگامي كه سطح آنها كاملا تميز است با زماني كه سطح همين مواد با لايه نازكي از يك ماده دافع آب پوشيده شده مقايسه كردند.

در بخشي از اين مطالعه، سطح يك گوي شيشه‌اي با لايه‌اي بسيار نازك با ضخامت تنها يك مولكول از يك ماده دافع آب به نام "سيلين"(‪ (Silaneپوشانده شد و مشخص شد در حالي كه گوي شيشه‌اي تميز هنگام افتادن در آب به آرامي سطح آب را شكافته و پايين مي‌رود، اگر سطح گوي حتي با لايه بسيار نازك از ماده ضد آب مذكور پوشيده شود اين گوي هنگام افتادن در آب صداي زيادي ايجاد كرده و آب زيادي را به اطراف پرتاب مي‌كند.

دليل اين ميزان تفاوت اين است كه در هنگام برخورد، مولكلوهاي دافع آب سبب فرار مولكولهاي آب مي‌شوند كه مولكولهاي هوا بلافاصله جاي خالي مولكولهاي آب را پر مي‌كنند و سبب ايجاد "اسپلاش" و پرتاب آب به اطراف مي‌شوند اما اگر سطح شيشه تميز باشد هنگام فرود گوي شيشه‌اي در آب، مولكول‌هاي آب بلافاصله پس از برخورد، سطح گوي را فرامي‌گيرند و مانع از ورود هوا مي‌شوند كه در نتيجه برخورد به آرامي صورت مي‌گيرد و آب زيادي به اطراف پرتاب نمي‌شود.

نتايج اين مطالعه در صنايع مختلف از جمله صنايع نظامي، به طور مثال در بهبود عملكرد اژدرهايي كه از هوا به آب انداخته مي‌شوند، كاربرد خواهد داشت.
 |+| نوشته شده در  Sun 26 Aug 2007ساعت   توسط reza  | 

ساختن پنیر را کسی ابداع نکرده است، بلکه به طور کاملا تصادفی به پنیر سازی پی بردند. موضوع از این قرار است، که 15 قرن قبل از میلاد یک مسافر از اروپا به سوی آسیا راه افتاد. وی علاوه بر وسایل ضروری و خورد و خوراک، یک انبان کوچک چرمی را نیز از شیر پر نمود، و با خود همراه برد. این انبان از معده گوسفند درست شده بود.
در اولین کاروانسرا وقتی مسافر خواست لیوانی شیر بخورد، متوجه شد، که شیری در انبان وجود ندارد، بلکه ماده سفید رنگ و نسبتا جامدی با طعم خاص – غیر از شیر – جانشین آن شده است. بلی شیر تبدیل به پنیر شده بود.
بعدها افراد کنجکاوی در این مورد مطالعه کردند، و احتمال دادند، که چون شیر در مجاورت معده گوسفند قرار گرفته، تبدیل به پنیر شده است. برای اثبات قطعی این نظریه، یک تکه از معده گوسفند را در داخل ظرف شیر انداختند، و پنیر به دست آمد، و نتیجه گرفتند، که معده گوسفند دارای ماده ای است، که شیر را تبدیل به پنیر میکند، و آن را "پنیر مایه" نامیدند.
پنیر طعم و مزه ویژگی های غیر از شیر دارد، که به سهولت از شیر ساخته میشود. امروزه در جهان ما همه جا پنیر تولید میشود. و شیرهای مختلف پنیرهای متفاوتی دارد. از شیر گوسفند، بز، گاو، گوزن، شتر و حتی بوفالو (نوعی گاو وحشی) پنیر ساخته میشود. نرمی و سفتی یک پنیر بستگی به مقدار آبی دارد، که درون آن باقی مانده است. یک کیلوگرم پنیر خوب از 10 لیتر شیر حاصل میشود. در کارخانه های پنیر سازی، ابتدا ماده ای شامل باکتری های "اسید لاتیک" به شیر اضافه میکنند، تا آن را جا بیاندازند. سپس "پنیر مایه" را به آن میزنند. بعد از نیم ساعت پنیر به دست می آید. پنیر حاصل را در ظروف مختلف و یا در قالب متفاوت شکل میدهند، و روانه بازار میکنند.

 |+| نوشته شده در  Sat 25 Aug 2007ساعت   توسط reza  | 

اینها مخلوقاتی هستند كه ممكن است در وحله اول انسانها را به وحشت بیاندازند اما وحشت آنها از ما چقدر است؟ و براستی اگر قرار بود آنها در باره ما در سایت خودشان نظر بدهند با چه عناوینی از ما یاد می كردند؟ و چه عكسهایی از ما منتشر می‌كردند؟ چه تعداد از گونه ها انسان را در صدر فهرست خطرناك و دشمن شماره یك قرار می دهند؟
 ● وزغ سمی

این وزغ نیم وجبی گونه مناسبی برای اظهار محبت و بویدن نیست. تراوش لزج پشت او محرك اعصاب است و بدان منظور ترشح می‌شودتا شكارچیان را از خود دور كند. میزان زهری كه هر كدام از این وزغ ها تولید می كنند قادر است ده انسان را از پا در آورد. اما به نظر حتی این سلاح طبیعی نیز حریف انسانها نیست.

بوفالوی كیپ

 وق تی كه این نوع بوفالو با شكارچی روبرو می شود به سمت او حمله ور می شود. این موجود چهار پای ۷۰۰ كیلو گرمی با دو شاخ بزرگ و تیز خود هر دشمنی را مورد هدف قرار می دهد. هر صیادی باید خیلی ممنون باشد كه در مسیر حركت گله خشمگینی از این حیوان، تنها یكی از هزاران بوفالوی، نقش حمله كننده را به عهده می گیرد و همگی به سمت شكارچی هجوم نمی‌آورند( درس مردانگی و جدال تن به تن را می‌شود از این گونه یاد گرفت)

خرس قطبی

 شما در باغ وحش این گونه را جانوری نرم و لطیف و لایق نوازش كردن حدس می زنید. اما در طبیعت آنها فقط برای صبحانه خودیك فیل دریای را مهمان سفره خود می كنند. اگر بین او و توله اش قرار بگیرید با پنجه های خود براحتی می تواند سر شما را از بدن جدا كند. پس هیچگاه به یك خرس قطبی همراه با فرزندش شوخی نكنید زیرا حس مادری بسیار شدیدی دارد.